کاربر گرامی شما می توانید تجربه خود را از بکار گیری تکنولوژی فکر در این بخش با سایر کاربران به اشتراک گذاشته و همچنین از تجربیات سایرین مطلع شوید.

  1. کبیری


    من خالق خوشبختی ام..


    امروز حدود ده سال هست که با موهبت تکنولوژی فکر و جناب آقای دکتر آزمندیان آشنا شده ام. وقتی 18 سالم بود افکار آقای دکتر در من تاثیر بسیاری گذاشتند و سیر صعودی در من ایجاد شد تا به امروز. در این ده سال فراز و نشیب های بسیار و نقاط عطف فراوانی در زندگی ام تجربه کردم. با وجود تمام سختی ها جنگیدم تا موفق بشم و خواهم شد. امروز قانون همیشگی من در زندگیم قانون عشق و آرامش و ایمان هست. ایمان به تحقق هر آنچه که میخوام و ایمان به اینکه قدرت خلق آن در من هست. امروز من همانی هستم که از چند سال پیش خواستم، باورش کردم و براش تلاش کردم، امروز من یک مدرس دانشگاه هستم که بزودی مدرک دکترای خودم رو در رشته ای خواهم گرفت که عاشقانه دوستش داشتم و دارم ولی در ایران این رشته وجود نداشت و بطور بسیار جالبی همان سال که من کنکور دکترا شرکت کردم در یک دانشگاه در ایران تاسیس شد ! و جوان نمونه و برتر در عرصه های مختلف اجتماعی هستم. و باور دارم به رشد خودم و انجام رسالت بزرگ خودم در قبال انسانها. من اهداف خودم را مینویسم و خلق میکنم. و باور دارم که نیروی ایمان جادویی من همه خوشبختی های دنیا را به سمت من خواهد کشید. و من خواهم نوشت و هر روز موفق تر و خوشبخت تر و پر از آرامش خدای رحمانم خواهم بود. از آقای دکتر آزمندیان به خاطر این خوشبختی و این آرامش سپاسگذارم.
    09 بهمن, 1395
  2. .


    موفقیت با تکنولوژی فکر و تلاش


    من قانون انتظارو با گل رز قرمز شرو کردم ! عاشق گل رز قرمزم. با خودم گفتم اگه کسی بهم گل رز قرمز داد من واقعا ایمان میارم. جالب اینجاس چن مدت بعد یکی از عزیزترین کسام یه عکس بهم داد که یه دسته گل رز قرمز زیبا بود. واقعا خیلی برام باور نکردنی بود. من الان کنکوری هستم. باید دبیری قبول شم. رتبه ی خوب میخوام. براش در تلاشم. من به بزرگترین دستاورد ها دست پیدا میکنم . 18 سالمه و خوشحالم که با این سن با تکنولوژی فکر اشنا شدم. ایشالا ایندمونو بسازیم.
    16 دی, 1395
  3. کاملان


    قانون انتظار


    در دوران دانشجویی به علت فاصله ی زیادی که بین منزل تا دانشگاه بود مجبور بودم زود حرکت کنم و چندین بار اتوبوس و مترو سوار بشم.نکته ای که خیلی نگران کننده بود دیر رسیدن به کلاس بود.برای اینکه بعد از استاد به کلاس نرسم و وقتی که امتحان برگزار میشد وقت رو ازدست ندم ، در تمام مسیر مدام به ساعت نگاه میکردم و به طور نا خود آگاه نگرانی به من دست میداد که مبادا دیر برسم و هر بار این قضیه تکرار میشد و من دیر میرسیدم.تا اینکه وقتی از قانون انتظار با خبر شدم یک تصمیم جدی گرفتم .تصمیمم این بود که اگر حتی اتفاقی دیر از منزل حرکت کردم باز هم نگرانی به دلم راه ندم و اصلا در طول مسیر به ساعت نگاه نکنم و سعی کنم به مطالعه ی کتاب و همزمان به موسیقی بی کلام و آرامش بخش خودم رو سرگرم کنم تا نگرانی به هیچ حالت ممکن برام بوجود نیاد.وقتی که به خودم اومدم در آخر که رسیدم به دانشگاه دیدم با اینکه دیر از منزل حرکت کرده بودم به موقع و همزمان با استاد به کلاس رسیدم. برام خیلی جالب بود این تجربه باور نکردنی بود. و وقتی که این تجربه برام بارها و بارها تکرار شد متوجه شدم که وقتی آرامش و انرژی مثبت رو در خودم بوجود میارم و حفظ میکنم تمام مسیر حرکت به شکل شگفت آوری خلوت و چراغ های راهنمایی سبز بود و هروقت وارد ایستگاه میشدم مترو میرسید و اتلاف وقت در طول مسیر به حداقل رسیده بود . وقتی به گذشته فکر میکردم یادم میومد که چطور سر هر چهارراه اتوبوس درگیر چند چراغ قرمز میشد و مترو دیر وارد ایستگاه میشد یا وقتی میرسیدم مترو حرکت میکرد و موفق نمیشدم سوار بشم و لحظه لحظه سختی و رنج بود . این سختی رو خودم برای خودم میساختم با افکار و انتظاراتی که داشتم و منفی نگری های بی مورد که به تجربه های تلخ تبدیل میشد.اما دیگه از اون روز به بعد دیر نرسیدم و همیشه هرکجا که میخوام به موقع حاضر میشم و از زمانی که در حرکت هستم و داخل مسیر سوار بر اتوبوس و مترو هستم وقت ارزشمندم رو به مطالعه ی کتاب های مفید و موفقیت ساز میگذرونم . امیدوارم که شما هم مثل من با خلق انتظارات درست و دوست داشتنی از اتفاقات هرروز خودتون زندگی رو به کام خودتون شیرین کنین و لبخند موفقیت و رضایت همیشه لبهای شما رو زینت ببخشه.
    05 آذر, 1395
  4. sisi


    موفقیت های بزرگ


    من دختری 25 ساله هستم. از 16 سالگی با سخنرانی های دکتر آزمندیان آشنا شدم. همیشه وقتی احساس ناامیدی می کردم طنین آرامش بخش صدای دکتر در گوشم به جریان در می آمد. من خدا رو شکر با استفاده از قوانین تکنولوژی فکر به موفقیت های بزرگی دست یافتم. موفقیت هایی که هیچ وقت هیچ کس باورش نمی شد من به آنها برسم. هر کسی تو زندگیش هدف و آرزویی دارد. من به ادامه تحصیل و کسب مدارج بالای علمی علاقه مند بودم. جالب است بدانید تا قبل از کنکور کارشناسی ارشدم هیچ موفقیت خاصی کسب نکردم. با یک رتبه نه چندان خوب در دانشگاه پیام نور مشغول تحصیل بودم، و این در حالی بود که همیشه آرزو داشتم در یک دانشگاه دولتی در س بخوانم. پس از اتمام دوره لیسانسم تصمیم خودم رو گرفتم. تصمیم گرفتم خودم ر ثابت کنم و در یک دانشگاه دولتی قبول بشم. رشته من مدیریت بود(با بیش ترین جامعه آماری در مقطع ارشد) قبولی در یک دانشگاه دولتی کار سختی بود. اما من تصمیم خودم رو گرفته بودم. شاید باورتون نشه، من با رتبه 800 در یکی از دانشگاه های خیلی خوب درتهران قبول شدم و دو سال کارشناسی ارشد رو با موفقیت تمام کردم. شاید این تازه اول کارم باشه ولی بعد از اون اتفاق شیرین ،اطرافیان من هم به تکنولوژی فکر ایمان اوردند و حالا یکی از اقوام نزدیک من هم با رتبه 90 در دانشگاه تهران مشغول تحصیل هست. این یکی از شاخص ترین موفقیت های من بوده که به دست آوردم. اما همواره در طول دوره زندگیم و درروزهای سخت و پر استرس همیشه با استفاده از این قانون و توکل به خدا تونستم دوام بیارم. مطمئنم روزهای شیرینی در انتظار من هستند، حتما خبر رسیدن به تک تک آرزوهام رو در این جا برای شما هم می ذارم. به خدا و خودتون ایمان داشته باشید و بدونید این دنیا و کلا زندگی خیلی زیباتر از آن چیزی است که در باورهای ما نقش بسته است. با آرزوی بهترین ها برای تک تک شما
    30 آبان, 1395